محمد رضا واليزاده معجزى
154
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
ايالت فارس را دادند به معتمد الدوله اويس ميرزا [ 5 ] و ساير ولايات را نيز همينطور به سايرين دادند ولى عجيب اين است كه تا دو سه روز از ترس ظل السلطان كسى جرأت قبول اين كار را نمىكرد . اين قضيه در زمستان سال 1305 اتفاق افتاد . مستوفى در جلد اول شرح زندگانى من يا تاريخ ادارى و اجتماعى در قاجاريه مىنويسد : " مردم پايتخت از اين كار بىنهايت خشنود شدند . به درجهاى كه اشعارى هم براى عزل و انفصال ساختند و بچهها در كوچه و بازار خواندند . ستاره كوره ماه نمىشه * شاهزاده لوچه شاه نمىشه تو بودى كه پارك مىساختى * سر در ولاك مىساختى پشتت دادى به پشتى * صارم الدوله را تو كشتى كفشاتا گيوه كردى * خواهرتا بيوه كردى پروفسور ادوارد براون انگليسى در سفرنامه خود موسوم به يك سال در ميان ايرانيان كه در طى مسافرتها و ملاقاتهاى خود با رجال و اصناف از سال 1888 تا 1889 ميلادى آن را نوشته ، در خصوص عزل ظل السلطان از قول ايرانيان نقل مىكند كه خبر انفصال ظل السلطان و تمام حكام دستنشانده او در همه فارس مخصوصا در شيراز خيلى اثر كرده خاصه اينكه صاحبديوان حاكم معزول در شيراز محبوبيت ندارد و اكنون كه معزول شده و بايد برود ، رضا خان رئيس ايلات عرب قواى خود را در نزديكى قبر سيروس [ كوروش ] در مجاورت مرغاب متمركز كرده و منتظر است كه صاحبديوان عبور كند و از او انتقام بگيرد و فقط ورود احتشام الدوله حاكم جديد شيراز مىتواند از خونريزى جلوگيرى كند « بنابراين نوشته ادوارد براون سال عزل سلطان مسعود ميرزا ظل السلطان 1309 بوده » ولى مورخينى هم نيز 1305 را سال عزل او نوشتهاند و در سال 1313 كه ناصر الدين شاه در حرم حضرت عبد العظيم مورد سوءقصد ميرزا رضا كرمانى واقع شد و از پاى درآمد ، همه مردم منتظر بودند كه ببينند از ناحيه ظل السلطان چه اقداماتى عليه شاه جديد به عمل خواهد آمد بر خلاف انتظار مردم شاهزاده به مظفر الدين شاه چنين تلگراف كرد : « من تصور نمىكنم كه اعلىحضرت شاه فوت شده ، فقط اسم تبديل يافته ناصر الدين شاه بود مظفر الدين شاه شد . از اين تاريخ خود را برادر شاه يا شاهزاده نمىدانم بلكه كمترين غلام زرخريد اعلىحضرت مىشمارم . رأى همايونى قرار بگيرد در اصفهان مىمانم . امر صادر شود كه به تبريز بيايم ، فورا حركت مىكنم . اجازه ، مىفرمايد به تهران بروم ، بدون
--> ظل السلطان با زيركى در نزد شاه جلوه داده باشد در هرحال در اواخر پاييز سال 1304 درحالىكه شاهزاده براى كارهاى سال بعد خود به تهران آمده بود ، دستخط شاه را به او ابلاغ كردند و از همه حكومتهاى سواى اصفهان معزول گرديد .